|
وبلاگی برای خواهرم ... |
||
|
پنجشنبه ۸ تیر ،۱۳۸٥ پیام تو .....
به نام پروردگار زیبایی ها خواهرم سلام .
من نمی خواهم نا آگاهانه مثل مادرانم حجاب داشته باشم ، نمی خواهم کهنه پرست باشم ، نمی خواهم تحقیر شوم ، نمی خواهم از دیگران کمتر باشم ، نمی خواهم بدون انگیزه و هدف کاری را که دیگران می گویند انجام دهم . ...
اصلا کجای قرآن نوشته که زن باید حجاب ![]() دوشنبه ٢٢ خرداد ،۱۳۸٥ پاسخ پيام تو ....
به نام پروردگار زيبايی ها خواهرم سلام راستش اول خيلی تمايل نداشتم پاسخی بنويسم اما برخی عبارات پيامت مرا وادار كرد تا دست به تايپ ببرم و پاسخی هر چند مختصر بنويسم . منظورم اين عبارت هاست : من نمی خواهم ناآگاهانه حركت كنم ..... من قرآن را قبول ندارم ..... من دوست دارم خدا از من راضی باشد ...... در دل گفتم حقايق را برايت می نويسم . اگر واقعا دنبال آگاهی و رضای خدا باشی درباره ی آن ها فكر می كنی . به قرآن مراجعه می كنی و وقتی ديدی حرف هايم مستند به قرآن و حكم عقل است آنها را می پذيری اما اگر در حقيقت دنبال رضای خدا و آگاهی نباشی ..... نه ... معذرت می خواهم ... چرا نباشی ؟ چرا نخواهی حق را قبول كنی ؟ مگر همه ی دنيا و آن چه كه در دنياست چه قدر ارزش دارد كه برای خاطر چند روزه ی دنيا بخواهيم عقل و فهم و ايمان خود را زير پا بگذاريم ؟؟؟ من مطمئن ام تو صرفا می خواهی بفهمی و طبق فهم و درك خودت رفتار كنی و به همين جهت مصمم شدم پاسخ پيامت را بنويسم . برای اين كه پاسخ تو روشن تر بيان شود همه ی حرف های تو را در ده نكته خلاصه كردم . اين ها را برايت می نويسم و يك به يك به آن ها پاسخ می دهم به اين اميد كه مطالبم را بادقت بخوانی و در عين بی طرفی و انصاف در آن ها دقت كنی و هر كدام را حق يافتی بپذيری . ۱- بی حجابی خانم ها چه ضرری برای ديگران دارد ؟ ۲- آيا لزوم پوشش بانوان در قرآن مطرح شده ؟ ۳- چه انگيزه ای می تواند برای حفظ پوشش وجود داشته باشد ؟ و به عبارت ديگر فلسفه و حكمت پوشش چيست ؟ ۴- چرا به مردان نمی گوييد نگاه نكنيد تا زنان مجبور نباشند خود را بپوشانند ؟ ۵- چرا مردان مجازند هر كاری می خواهند بكنند و هر گونه می خواهند لباس بپوشند اما زنان بايد پوشش خود را رعايت كنند ؟ ۶- درست است كه من پوشش را رعايت نمی كنم و با آرايش و لباسهای شيك بيرون می آيم اما قصد ترويج انحراف و فساد را ندارم . ۷- با بودن بی حجابي های فراوان كه در هر حال اثر خود را می گذارد رعايت كردن و نكردن من چه تفاوتی دارد ؟ ۸- اگر همه ی زنان آزاد باشند مسئله طبيعی و عادی می شود . ۹- چرا حتی يك تار موی خانمها نبايد آشكار باشد ... يك تار مو چه ضرری دارد ؟ ۱۰- چرا يك خانم وقتی در يك خانه ی خلوت هم نماز می خواند بايد پوشش را رعايت كند ؟ ¤ نوشته شده در ساعت ٩:٤۳ ب.ظ توسط sadat ![]() چهارشنبه ۱٠ خرداد ،۱۳۸٥ مگه يه تار مو چه اشکالی داره ؟؟؟
به نام پروردگار زيبايی ها در بخشی از پيامت پرسيده بودی که : چرا حتی يک تار موی خانمها نبايد آشکار باشد ؟ خواهرم؛ خواهش می کنم که با دقت اين قسمت از پيامم را بخونی ..... برای فهم پاسخ اين سؤال دو نکته حائز اهميت است . الف : تمام احکام الهی بر اساس حکمت و برای خير و مصلحت ما وضع شده است ٬ در کم و زياد بايد رعايت شود . به اين مثال ها دقت کن : خون نجس است ٬ يک سطل خون نجس است ٬ يک کاسه ی خون ٬ يک استکان خون ٬ يک قاشق خون و حتی يک سر سوزن خون هم نجس است . سرقت مال مردم حرام است و در اين مسأله تفاوتی بين يک کيسه گندم و يک مشت گندم وجود ندارد . حتی برداشتن يک دانه گندم هم بدون رضايت صاحبش حرام است . غذا خوردن برای شخص روزه دار ٬ در ماه مبارک رمضان حرام است و روزه را باطل می کند . حتی اگر يک دانه برنج را عمدا فرو دهد ٬ روزه اش باطل می شود . مسأله ی پوشش هم همين طور است و وقتی ظاهر بودن موهای سر در مقابل نامحرم حرام است ٬ چه تمام سر چه کمی از آن و چه حتی يک تار مو هم حرام است . ب : تمام کارهای خطا و نادرست از کم شروع می شود و اصولا شيطان خواهرم ؛ از خودت می پرسم : اگر روزی ببينی فرزند کوچکت می خواهد فقط يک پک سيگار بزند چرا او را منع می کنی ؟ مگر يک پک سيگار چه قدر ضرر دارد ؟ حتما می گويی مسأله ی يک پک نيست . بعد از آن هوس می کند يک سيگار بکشد و بعد يک بسته و پس از مدتی دنبال منقل و وافور خواهد بود . آری ؛ درست فهميده ای و در مقابل هر چه نادرست و خطاست بايد از اولين قدم ايستاد و از همان اندک پرهيز نمود وگرنه قدم های بعدی ناگزير برداشته خواهد شد . و چه ضرب المثل پر محتوايی که می گه : تخم مرغ دزد ٬ شترمرغ دزد می شود . ¤ نوشته شده در ساعت ۱٢:٠۸ ب.ظ توسط sadat![]() سهشنبه ٢٦ اردیبهشت ،۱۳۸٥ بی حجابی خانوما چه ضرری برای ديگران داره ؟؟؟؟
به نام پروردگار زيبايی ها
۱- بی حجابی خانمها چه ضرری برای ديگران دارد ؟ پاسخ اين سوال را با سخن يکی از بزرگان آغاز می کنم که می گويد : اسلام می خواهد انواع التذاذهای جنسی چه بصری و لمسی و چه نوع ديگر به محيط خانوادگی و در کادر ازدواج قانونی اختصاص يابد . اجتماع منحصرا برای کار و فعاليت باشد . برخلاف سيستم غربی عصر حاضر که کار و فعاليت را با لذت های جنسی به هم می آميزد ٬ اسلام می خواهد اين دو محيط را کاملا از يکديگر تفکيک کند . به نظر تو اگر محيط کار ٬ درس ٬ تحقيق ٬ آزمايش و توليد کالاهای مختلف محيطی خالی از زمينه های وسوسه ی شيطان و دور از نگاه های آلوده و سخنهای غرض آلود باشد ٬ ميزان موفقيت بيشتر است يا هنگامی که توجه هر کسی در اين محيطها به جنس مخالف باشد ؟ نداشتن پوشش مناسب بانوان و مهار نکردن نگاه آقايان و اختلاط زن و مرد در محيطهای مختلف فعاليت های اجتماعی به قدری آثار زيان بار دارد که اگر کمی در آنها دقت شود قطعا هيچ زن و مرد متعهد و دلسوز جامعه حاضر نيست به چنين وضعی راضی شود . خواهرم ! من يقين دارم تو هم اگر در آنچه برايت می نويسم دقت کنی و متوجه شوی با عدم رعايت پوشش مناسب چه صدمات جدی و مهمی به افراد و جامعه وارد می شود ٬ هرگز حاضر نيستی در اين جرائم سهیم باشی . من به طور خلاصه برخی از ضررهای رعايت نکردن پوشش بانوان را برايت می نويسم : الف ـ برهم خوردن آرامش روانی : هنگامی که مردان و زنان در جامعه با حالتی برانگيزاننده ظاهر و هر لحظه با صحنه ای وسوسه گر مواجه شوند ٬ هوسها و اميال نفساني در افراد جامعه بيدار شده و از آنجا که نفس انسان با رسيدن يک هوس سير نمی شود و اين هوسبازی همچون شعله ی آتشی می ماند که هر چه هيزم به آن برسد فروزان تر می شود و از طرفی همه ی هوسها پاسخ خود را نمی يابد و نمی تواند بيابد ٬ فشارهای عصبی و هيجانات روحی کم کم زياد می شود و نتيجه ی آن در شکل استرس ٬ نگرانی ٬ تفرق حواس ٬ بداخلاقی و ... ظاهر می شود . ب ـ سست شدن بنياد خانواده : مردی که هر روز ده ها زن آرايش کرده و بی حجاب را می بيند و در محيط کار و در مسير حرکت با آنان مواجهه می شود به ويژه هنگامی که لبخند و سخنان صميمی و دلنشين آنان را می بيند و می شنود ٬ وقتی به خانه می رسد از مشاهده ی همسر خود که از زحمات کار روزانه خسته و غبار گرفته است لذت نمی برد . در اين صورت کافی است که از تعهد و تقوی هم کم بهره باشد تا همسر خود را بانوان مقايسه کند و در نتيجه از زندگی خود دلسرد گردد و زمينه ی انحراف و کژ روی و احيانا جدايی فراهم شود . بارها در جرايد خوانده و يا از اشخاص شنيده ايم که آقايی با خانمی که در محيط کار يا تحصيل اوست ازدواج کرده و به تقاضای او همسر قبلی خود را طلاق داده است . افزايش طلاق ٬ افزايش تعداد کودکان فراری و خيابانی ٬ کثرت فرزندان نامشروع که ناشی از اختلافات خانوادگی و بی ميلی زن و شوهر نسبت به ادامه ی زندگی است ٬ قابل انکار نيست و بيشتر اين موارد ريشه در وجه زنان و مردان کوچه و خيابان دارد . خواهرم ؛ تو تصور می کنی که چرا جوانان امروزی کمتر ميل به ازدواج دارند ؟ راستی اگر اين همه صحنه های برانگيزاننده و چهره ها و آرايش های گوناگون را نمی ديدند باز هم چنين بود ؟ چه کسی بايد خسارت از هم پاشيدگی خانواده ها ٬ دربدری فرزندان ٬ افزايش اضطراب ها و فشارهای عصبی و تبعات اين وضع را بپذيرد ؟ آيا خانمی که با عدم رعايت پوشش لازم و يا لباسها و زينتها و آرايش های مهيج در کوچه و خيابان و محل کار ظاهر می شود متوجه آثار عمل خود هست ؟ و آيا ممکن است عامدانه چنين کند ؟ ج ـ تضعيف فعاليت های اقتصادی و فرهنگی در جامعه : خواهرم ؛ از تو می پرسم : در کارگاهی که همه مرد باشند يا همه زن ٬ کارها بهتر و بادقت بيشتر انجام می شود يا آنجا که دائم توجه مردی معطوف قيافه ی خانمی آراسته باشد و بالعکس ؟ آيا در کلاسی که پسر و دختر در فکر ارتباط با يکديگر و مشاهده ی طرز لباس پوشيدن و راه رفتن و حرف زدن يکديگر هستند بيشتر تحصيل علم و کمال می شود يا آنجا که افراد همجنس در يک کلاس هستند و تمام توجه معطوف درس و استاد است ؟ ! بسيار روشن است که اختلاط زن و مرد و عدم رعايت پوشش لازم از سوی برخی زنان ٬ ذهن ها را مشغول می کند و بازده کار را کاهش می دهد . علاوه بر اين بارها اتفاق افتاده جوانی که با علاقه مشغول فعاليت اقتصادی يا بااشتياق مشغول تحصيل بوده با مشاهده ی زنان و دخترانی که بدون پوشش صحيح و با خودنمايی و جلوه فروشی های مسموم در جامعه ظاهر شده اند تحريک شده و به وادی هرزگی و پوچی در غلتيده و درس و کار را رها کرده و سر از زندان يا مراکز فساد و اعتياد در آورده است . آيا جبران خسارت ضايع شدن عمر اين جوان ها کار ساده ای است ؟ و آيا ضرری که از اين ويرانگری فکری و فرهنگی متوجه جامعه می شود خسارتی ناچيز و قابل جبران است ؟ د ـ افزايش ناامنی و خيانت : سارقان هميشه در پی سرقت و تصاحب اموال ديگران هستند اما هنگامی که شخصی بی احتياطی می کند و مثلا در خودرو خود را باز می گذارد يا درب منزل را نمی بندد و يا طلا و جواهرات و پول خود را در معرض ديد ديگران قرار می دهد ٬ بيشتر در معرض دستبرد قرار می گيرد چرا که سارقان زمينه را برای فعاليت خود مهياتر می بينند . همين طور افراد بيماردل و کسانی که دنبال هوسرانی و کامجويی هستند وقتی خانمی را می بينند که پوشش لازم را ندارد و يا در مکانهای عمومی با آرايش و لباسهای برانگيزاننده حضور پيدا کرده بيشتر تحريک می شوند ٬ به او تعرض می کنند و با ايجاد مزاحمت های مختلف به اذيت و آزار می پردازند تا آنجا که آبرو و حتی جان چنين خانم هایی بارها به دست اين گونه افراد به خطر افتاده است . اگر پرونده ی جانيانی که با عنوان هايی نظير خفاش شب ٬ گروه عقاب ٬ گروه باغ آلو و .... محاکمه شده اند را مرور کنی ٬ می بينی تقزيبا تمام کسانی که به دام اينان افتاده و پس از تحمل آزارهای فراوان جان خود را از دست داده اند ٬ خانم هايی بوده اند که پوشش لازم و خداپسند را نداشته اند و متاسفانه اين گونه قربانيان حوادث ناگوار کم نيستند و شک ندارم که اکثر آن قربانيان هرگز نه قصد ايجاد ناامنی در جامعه را داشته اند و نه از جان خود سير شده بودند بلکه به گمان خود می خواستند با لباس و آرايش مورد علاقه خود در کوچه و خيابان ظاهر شوند . غافل از اينکه اين کار چه نتايج تاسف باری به دنبال دارد . تداوم چنين مسائلی باعث افزايش ناامنی و فساد در جامعه و از بين رفتن آسايش فردی و اجتماعی خواهد شد . ه ـ کم شدن ارزش و احترام زن در خانواده و جامعه : هنگامی که زنان در جامعه خودآرايی و خودنمایی نکنند و زينت و آرايش و دلربايی را به محيط خانواده محدود کرده ٬ ويژه ی همسران خود قرار دهند هر مردی برای همسر خود ارزش و احترام لازم را قائل است و نعمت زيبايی وسيله ای برای گرمی زندگی و حفظ حرمت همسران می شود . اما!!!! زمانی که اين کار همگانی شود و هر مردی به راحتی از ده ها زن در کوچه و خيابان با نگاه و ارتباط نادرست بهره برد ٬ ديگر حرمت جايگاه زنان و نقش اصلی و امتيازات واقعی آنان به فراموشی سپرده خواهد شد و زنان تنها وسيله ای می شوند برای کامجويی مردان ..... و در چنين شرايطی است که ممکن است مردی در کمال بی انصافی و نمک نشناسی به همسر خود بگويد : زن هر چه بخواهم در کوچه و خيابان ريخته است . چه زشت است اين تعبير و چه سنگين است جرم کسانی که سبب می شوند ارزش زنان تا اين حد پايين بيايد . و از اين دردناک تر سوء استفاده ی برخی پول پرستان و دنياطلبان از دختران و زنان و تبديل کردن آنان به کالا و بلکه کمتر از کالاست . چه قدر تاسف بار است که می بينيم برای فروش يک مجله و به دست آوردن پول بيشتر ٬ از چاپ عکس يک خانم روی جلد آن استفاده می کنند و برای جلب مشتری بيشتر ٬ فروشنده ی خانم در فروشگاه می گذارند و برای افزايش تماشاچيان يک فيلم کسانی را که حاضرند خودنمايی بيشتر کنند به کار می گيرند . آيا اين استفاده ی ابزاری از زن ٬ توهين به مقام زن نيست و آيا زنانی که خود را از نگاه ديگران حفظ نمی کنند باعث اين بی حرمتی ها نسبت به خود و ديگر زنان نشده اند ؟ موضوع ابزار شدن زنان و سوء استفاده از چهره و زيبايی آنان ٬ به حدی گسترش يافته که گاهی در جرايد می خوانيم زنانی که به نظر می رسند انسان هايی هنرمند ٬ مفيد و آگاهی بخش هستند خود به اين حقيقت تلخ اعتراف می کنند . به اين عبارات که اعترافات يک هنرپيشه معروف سينماست توجه کن : من خودم را ستاره ٬ به معنی کسی که فروش يک فيلم را تضمين کند نمی دانم . منتقدان مطبوعات و نشريات در نقد فيلم های من زياد به بازيهايم توجه نمی کنند . اين روزها احساس بدی به من دست داده است . خيلی بد است که يک بازيگر به اين نتيجه برسد که تماشاگران صرفا برای ديدن چهره اش به سينما می آيند نه به خاطر بازی اش . خودم به اين نتيجه تلخ رسيده ام که بايد در بازی هايم تجديدنظر کنم . آری ... اين نتيجه بسيار تلخ است که به جای توجه به هنر ٬علم ٬ تلاش و فعاليت های صحيح و رشدآور ٬ توجه جامعه به چهره ها و هوسرانی ها معطوف شود . اما بايد پاسخ اين سوال را بيابيم که چه کسانی به اين سوءاستفاده ها و اين بی حرمتی ها دامن می زنند و چه شيوه ی پوشش و حضوری زمينه ساز اين تلخی هاست ؟ آيا اگر زنان جز با رعايت پوشش و وقار لازم حاضر به حضور در اجتماع نباشند و از عشوه گری و برخوردهای سبکسرانه و وسوسه انگيز پرهيز کنند و اجازه ی استفاده ابزاری از خود را به ديگران ندهند باز هم اين رويدادهای تلخ تکرار می شود ؟ ![]() چهارشنبه ٢٠ اردیبهشت ،۱۳۸٥ حکمت و انگيزه ی پوشش :
به نام پروردگار زيبايی ها خواهرم ؛ پرسيده ای : من به چه انگيزه ای پوشش داشته باشم و چرا از انواع لباس های باب روز و آرايش ها استفاده نكنم ؟ من معتقدم اگر خودت دقايقی را به اين كار اختصاص دهی و با خودت خلوت كنی و درباره ی اين موضوع بينديشی ٬ انگيزه های ارزشمندی پيدا می كنی . در واقع ارزشش را دارد كه آدم برای گزينش يك شيوه ی زندگی صحيح وقت صرف كند . چرا كه زندگی به منزله ی جاده ای است كه در آن روان هستيم ٬ هر روز ٬ هر هفته و هر ماه مقداری از اين مسير طی می شود و راه بازگشتی هم نداريم . تاكنون از چند مرحله عبور كرده ايم ؛ نوزادی ٬ كودكی ٬ نوجوانی و همين طور در حال گذر هستيم . آيا سزاوار نيست ساعتی فكر كنيم و جهتی را انتخاب كنيم كه به تركستان نباشد ؟ به نظر من هر بانوی مسلمان می تواند با انگيزه هايی كه برايت می نويسم پوشش مناسب داشته و حضورش در جامعه حضوری سالم و مفيد باشد . انگيزه ی اول : ابراز صداقت در دوستی با خداوند : لابد تو هم بارها شاهد بوده ای كه افرادی به خودت يا ديگران اظهار دوستی و علاقه و ارادت كرده و گاهی از الفاظی نظير چاكرم ٬ مخلصم ٬ فدايت شوم و... استفاده كرده اند . اما فرض كن كه روزی به يكی از اين افراد بگويی من مبلغی پول لازم دارم ٬ در جواب بگويد : شرمنده ام ٬ اتفاقا من می خواستم همين درخواست را از شما بكنم . روز ديگر به او بگويی اگر ممكن است فلان كتاب را به من امانت بده ٬ بخوانم . بگويد : اتفاقا خودم تصميم گرفته ام آن را مطالعه كنم . بار ديگر و بار ديگر هر بار از انجام خواسته ات سرباز زند و تنها به همان چاكرم و فدايت شوم اكتفا كند . قضاوت تو درباره ی او چيست ؟ آيا در دل نمی گويی اين چه دوستی است كه از زبان فراتر نمی رود و هيچ نمودی در خارج ندارد ؟ اكنون درباره ی رابطه ی خود با خدا بينديش . ما به خدای مهربانمان اظهار بندگی و اطاعت و دوستی می كنيم ٬ اما نشانه ی صداقت در اين دوستی انجام كاری است كه او می پسندد. بهترين انگيزه برای پوشش تو همين است كه بخواهی به پروردگار خودت ٬ آن خالق و رازق و فريادرس و بهترين دوست خودت اظهار محبت كنی و صداقت خود را با گردن نهادن به خواسته ی او ثابت كنی . انگيزه ی دوم : شكر نعمت سلامتی و زيبايی : وقتی انسان سری به بيمارستان می زند و بيمارانی را می بيند كه از نعمت سلامتی محرومند . اين سلامتی و زيبايی كه از بزرگترين نعمت های خداوند است تشكر لازم دارد و حداقل تشكر و سپاسگزاری اين است كه به وسيله ی همان نعمت با بخشنده ی نعمت مخالفت و معصيت نكند !!! خواهرم ؛ اين بار كه در آيينه نگاه می كنی لحظاتی با خود بينديش خواهرم ؛ تقاضا دارم با حوصله ی بيشتر به اين عبارات دقت كنی . اگر روزی همراه فرزندت از راهی عبور كنی ٬ چند كودك را ببينی كه مشغول بازی هستند ٬ از سبد سيبی كه همراه داری به هر كدام سيبی بدهی ولی آن ها نه تنها از تو تشكر نكنند بلكه كمی از سيبها را خورده و باقيمانده ی آن را به سر و صورت فرزندت بزنند و اورا مجروح كنند ٬ قضاوت تو در موردآنها چيست ؟ خداوند سبحان كه فرزند ندارد اما مردم ٬ بندگان خدا و خانواده ی او هستند. اگر خانمی به جای شكر نعمت زيبايی و سلامتی ٬ سبب بيماری روحی و آسيب ديدن باطن و روان بندگان خدا شود و آنان را از راه سعادت و كمال منحرف كند و به بيراهه ٬ هواپرستی و شهوترانی بكشاند ٬ چنين فردی چه تفاوتی با آن كودك ناسپاس دارد ؟ آری ... شكر نعمت زيبايی و سلامتی ٬ انگيزه ی مهم ديگری برای رعايت پوشش خداپسندانه است . انگيزه ی سوم : خلع سلاح شيطان : شيطان كه دشمن قسم خورده ی ما انسانهاست ٬ همواره درصدد فريبكاری و ضربه زدن به ماست . او در پی زمينه هايی می گردد كه بهتر بتواند انسان ها را فريب دهد . برای همين است كه می بينی وقتی پای پول ٬ مقام ٬ شهرت و منافع در ميان است ٬ انسان ها بيشتر فريب شيطان را می خورند و می لغزند زيرا در اين گونه موقعيت ها شيطان فعاليت و وسوسه گری خود را افزايش می دهد و می كوشد كه ايمان انسان را بربايد . حال اگر ما سبب شويم شيطان در كار خود موفق شود ٬ به جای اين كه ياور خدا و دين خدا باشيم ٬ خواسته يا ناخواسته ياور شيطان شده ايم . و شكی نيست كه نداشتن پوشش مناسب و آرايش و خودنمايی زنان بهترين دام ها و وسائل وسوسه شيطان و فريبكاری اوست . چه بسيار ناپاكی كه تسليم زور و زر نشده اند ولی شيطان آنان را از طريق زنانی بی توجه و خام ٬ زمين زده و از بهشت برين به جهنم كشانده است . آری ٬ بی جهت نيست كه پيامبر عزيزمان فرمودند : النظر سهم مسموم من سهام ابليس ٬ نگاه حرام ٬ تير زهرآلود شيطان است . يعنی !!! همان گونه كه يك شكارچی اگر نتواند آهوی تيزپايی را شكار كند با پرتاب تيری او را ضعيف و حركت او را كُند می كند و آن گاه به سرعت خود را به او می رساند و او را می گيرد . همين طور وقتی شيطان می خواهم نتيجه بگيرم كه يكی از انگيزه های قوی حفظ پوشش و عفاف و وقار اين است كه هر بانوی مسلمان و معتقد اين سلاح را از شيطان می گيرد و او را از خود نااميد می كند و اجازه نمی دهد شيطان از او سوءاستفاده كند و او را در دام خود گرفتار نمايد . انگيزه ی چهارم : تحصيل امنيت فردی و اجتماعی : خانمی كه پوشش صحيح ندارد و خودآرايی می كند ٬ افراد مريض و مغرض را متوجه خود می كند و طبيعی است كه چنين افرادی مزاحمت هايی برای او ايجاد می كنند و كم كم با شيوع اين برخوردها ٬ ناامنی در جامعه گسترش می يابد . همان گونه كه قبلا اشاره كردم اغلب اسيدپاشی ها ٬ آدم ربايی ها ٬ تعرض ها و بی حرمتی ها نسبت به خانم هايی صورت گرفته و می گيرد كه از پوشش خوب و وقار لازم برخوردار نبوده اند . پس می شود ادعا كرد حفظ امنيت فردی و اجتماعی هم از جمله انگيزه های قوی حفظ پوشش است . انگيزه ی پنجم : شريك نشدن در جرم و تقصير ديگران : برخی از خانمهايی كه با پوشش مهيج و آرايشهای توجه برانگيز در كوچه و خيابان حاضر می شوند می گويند : ما نه خود اهل هرزگی و خيانت به همسرانمان هستيم و نه به افراد فاسد اجازه می دهيم كه معترض ما شوند و حتی با ما صحبت كنند ٬ پس ما در عين حال كه پوشش لازم را نداريم هرگز اجازه نمی دهيم از ما سوء استفاده شود يا به دام افراد شياد و فرصت طلب بيفتيم . بايد به چنين بانوانی گفت : وقار و متانت شما در مقابل نامحرمان ستودنی و ارزشمند است اما از دو نكته نبايد غافل شد . بيش از هر چيز ٬ وقتی فهميديم پوشش بانوان خواست خداوند و فرمان اوست در هر حال بايد مطيع او باشيم ٬ خواه زمينه ی سوء استفاده ی شياطين فراهم باشد ٬ خواه نباشد . دوم اين كه گاهی اتفاق می افتد مثلا جوانی با ديدن يك خانم كه پوشش مناسب ندارد و با سر و وضعی برانگيزاننده در خيابان حاضر شده ٬ تحت تاثير وسوسه های شيطانی قرار می گيرد و بخواهد مزاحمتی برای آن خانم ايجاد كند اما با برخورد تند او مواجه شود و برگردد . ولی اين طوفان درونی او را به حال خود نمی گذارد و باعث می شود او به سراغ ديگری برود و برای بقيه مزاحمت ايجاد كند . فريب خوردن دختری جوان و جدا شدن او از خانواده ٬ درگيری و ضرب و شتم و گاهی فجايع ديگر ٬ همه و همه پيامدهای اين وضعيت اند . عامل اصلی اين خطاها و خسارتها اولين خانمی است كه با وضع نادرست خود ٬ زمينه ساز اين وسوسه ها و اشتباهات شدهاست . گاهی اين اشتباهات به خطاهای بزرگتر و بزرگتر منجر می شود و جرمی بسيار سنگين پديد می آيد و صد البته ٬ مسئوليت عمده ی اين وضعيت بر دوش مسبب اصلی و عامل اول است . بگذار خاطره ی تلخی را برايت بازگو گنم .... جوانی پس از دردودل كردنهای مفصل می گفت : هر گناهی كه شما تصور كنيد از من سر زده و آغاز همه ي اين انحرافات ديدن يك منظره ی مهيج و تحريك كننده بود . خواهرم ؛ خوب بينديش !!! اگر آن منظره ٬ ظاهر خانمی بی احتياط باشد كه با لباس و آرايش خاص خود اين جوان را در معرض سيل وسوسه های شيطانی قرار داده چه قدر جرم او سنگين است و در چه گناهان بزرگی شريك شده ٬ در حالی كه خود از همه جا بی خبر در دل می گويد : من كه به كسی كار ندارم و به راه خودم می روم . پس گاهی رعايت نكردن پوشش بانوان و نداشتن وقار لازم انسان را شريك جرم ديگران قرار می دهد . آثار ديگر : علاوه بر آنچه برايت نوشتم رعايت پوشش مناسب برای هر بانوی مسلمان آثار و بركات جانبی ديگری هم دارد . مانند تشويق ديگران به بندگی خدا و رعايت خواست او . زيرا در هر جامعه ای می تون مردم را به سه دسته تقسيم كرد : دسته ی اول كسانی هستند كه خوبند و در خوبی خود محكم و پابرجا هستند . دسته ی دوم بدان و افراد نادرستی كه در خطاكاری خود پابرجا و و ثابت قدم اند و اين دو دسته هميشه در اقليت هستند . اما اكثريت افراد هر جامعه كه دسته ی سوم را تشكيل می دهند تابع وضع موجود و شرايط حاكم هستند . اگر خوبی ها رواج يابد آنان هم تبعيت می كنند و اگر رسم ها و قواعد نادرستی در جامعه عرضه شود ٬ از همان پيروی می كنند . بنابراين كسانی كه راه و رسمی را در جامعه نشر می دهند در چگونگی رفتار ساير افراد دخيل هستند چه آن راه و رسم خوب باشد چه بد. پيامبر عزيزمان می فرمايد : هر كس سنت و روش حسنه ای را رواج دهد كه پس از او ديگران از آن تبعيت كنند ٬ با عمل خوب هر نفر ثوابی هم به آغازگر آن حسنه داده ميشود بدون اين كه از پاداش انجام دهنده ی عمل كم شود . و هر كس سنت و روش نادرستی را در جامعه رواج دهد و ديگران از او تبعيت نمايند با عمل هر كس ٬ يك گناه هم در نامه ی عمل آغازگر آن خطا و خلاف نوشته می شود بدون آن كه از گناه انجام دهنده ی آن چيزی كم شود . در مورد بحث ما هم بايد اذعان كرد رعايت كننده ی پوشش مناسب ٬ از پاداش تشويق ديگران به اين عمل خداپسند بهره مند است . بگذار اضافه كنم از آثار اين عمل ارزشمند تقويت اراده و مبارزه با نفس است . می دانی كه يكی از حالات نفس انسان ٬ نفس اماره ناميده می شود كه همواره انسان را به بدی ها وا می دارد . برخی گفته اند : كسی كه به خواست نفس خود عمل كند و به فرمان او از فرمان خداوند سرپيچی كند ٬ مانند شخصی است كه بچه گرگی را از خيابان گرفته و چون نوزاد هر حيوانی دوست داشتنی است به او غذا می دهد وبا او بازی می كند ٬ غافل از آن كه هر لقمه ای كه به او می دهد دشمن خطرناكی را می پروراند كه وقتی قوی شد اول خود او را از بين می برد . خانمی كه گر چه ميل باطنی و خواسته نفسانی او خودنمايی و آراستگی در مقابل نامحرمان است اما برای خدا و جلب رضای او با خواست نفس خود مبارزه و پوشش لازم را رعايت می كند ٬ به تدريج از اراده ی قوی برخوردار می شود و در ساير امور هم می تواند بر اساس عقل و طبق فرمان های خدای مهربان عمل نمايد . چنين انسانی راحت تر می تواننند ساير غرايز مانند رياست طلبی و حرص و طمع را در وجود خود مهار كند . ¤ نوشته شده در ساعت ۱۱:٤٧ ق.ظ توسط sadat![]() پنجشنبه ۱٤ اردیبهشت ،۱۳۸٥ من كه قصد ايجاد انحراف و فساد ندارم .
به نام پروردگار زيبايی ها خواهرم ؛ گفته بودی : گر چه من با آرايش و لباسهای شيك بيرون می آيم ٬ اما هرگز قصد ايجاد انحراف و فساد ندارم . قبل از اظهار نظر در مورد اين حرفت چند سوال دارم : اگر پس از يك روز پركار و خسته كننده بخواهی به استراحت بپردازی اما همسايه صدای تلويزيون را بلند كند فقط برای اينكه خودش اين طور دوست دارد و از صدای بلند خوشش می آيد و به هيچ وجه هم قصد مردم آزادی نداشته باشد ٬ صدای تلويزيون او مزاحم استراحت تو نيست ؟ ! آيا هنگامی كه در يك روز سرد زمستان سوار يك تاكسی شده ای تا به مقصدی بروی و به دليل سرما شيشه ها هم بالاست ٬ مسافر كنار تو سيگاری را روشن كند و مشغول كشيدن شود و در همين حال ضمن عذرخواهی بگويد : من برای اين كه گرم شوم سيگار می كشم ..... ديگر دود سيگار به سلامتی تو آسيبی نمی رساند و از اين وضع ناراحت نمی شوی ؟! و بالاخره اگر كسی كه به تازگی عصايی خريده و نمی داند آن عصا چه قدر محكم است ٬ به قصد آزمودن استحكام عصا ٬ آن را بر سر ديگری بكوبد ٬ آسيبی به آن شخص نمی رسد ؟! پس می توانيم نتيجه بگيريم كه : خطر علی رغم قصد سوء نداشتن ٬ از بين نمی رود ٬ بايد عامل خطر را از بين برد . ¤ نوشته شده در ساعت ٩:٢٧ ب.ظ توسط sadat![]() پنجشنبه ٧ اردیبهشت ،۱۳۸٥ مردها آزاد باشند و ما خانمها پوشيده ؟
به نام پروردگار زيبايی ها چرا مردان مجازند هر كاری می خواهند بكنند و هر گونه كه می خواهند لباس بپوشند ٬ اما زنان بايد پوشش را رعايت كنند ؟ در پاسخ به اين سؤال بايد بگويم : اين طور نيست كه مردان هيچ تكليفی نداشته باشند و هر گونه لباس بپوشند از منظر دين بی اشكال باشد ٬ بلكه هدف تمام اين دستورات ٬ حفظ حرمت اجتماع و تأمين امنيت جسمی و روحی جامعه و پيشگيری از نفوذ شيطان و افكار شيطانی در ميان انسان هاست . اگر مردی بداند حضور او در جامعه با وضعيتی خاص مانند پوشيدن لباس آستين كوتاه يا آرايش و پيرايش او ديگران را به گناه وا می دارد بايد از آن وضعيت اجتناب كند . اما ... علت اينكه كمتر به مردان در مورد پوشش تذكر داده شده اين است كه خداوند زيبايی و جاذبه را در وجود زن قرار داده و مردان عموما آن چنان تهيج كننده نيستند كه لازم باشد كاملا خود را بپوشانند . پس دستور پوشش به تناسب جاذبه و زيبايی داده شده . شاهد اين مدعا اين است كه می بينيم در طول تاريخ غالبا زن ها صيد و مردان صياد بوده اند و همواره در ادبيات و قصه ها و اشعار از جاذبه و زيبايی زنان سخن به ميان آمده ولی هرگز شاعری به توصيف زيبايی های جسمانی يك مرد نپرداخته است . پس ملاحظه می كنی كه هرگز مسأله ی تبعيض بين زن و مرد مطرح نيست ٬ بلكه خداوند حكيم بر اساس واقعيت ها و ويژگی های جسمانی و حالات روحی زن و مرد برای آنان تكاليفی را معين فرموده است .
¤ نوشته شده در ساعت ۱۱:٢٧ ب.ظ توسط sadat ![]() پنجشنبه ٧ اردیبهشت ،۱۳۸٥ نگاه مردان و پوشش زنان
به نام پروردگار زيبايی ها چرا به مردان نمی گوييد نگاه نكنيد ٬ تا زنان مجبور نباشند خود را بپوشانند ؟ خواهرم ؛ اگر بخشهای قبلی را خوانده باشی می دانم حالا كه به اين بخش رسيده اي ديگر اين سؤال برايت مطرح نيست ٬ زيرا ملاحظه كرده ای كه نه تنها به مردان تذكر داده شده بلكه قبل از هر سخنی و در اولين جمله بر همين نكته تأكيد شده است . در سوره ی مباركه ی نور ، آنجا كه خداوند می خواهد به زنان توصيه كند پوشش لازم را در مقابل نامحرم داشته باشند ٬ ابتدا در مورد نگاه مردان توصيه نموده و به پيامبر اكرم ( صلی الله عليه و آله و سلم ) می فرمايد : .....قُل للمؤمنين يغُضوا من أبصارهم..... ای پيامبر به مردان مؤمن بگو نگاه خود را كوتاه نموده و به حرام چشم ندوزند . اما بديهی است كه نمی شود تنها به اين تذكر اكتفا نمود ٬ بلكه بايد زمينه های حرام هم برچيده شود . همان گونه كه برای حفظ امنيت اموال يك جامعه نمی توان تنها به مردم توصيه نمود كه چشم به اموال ديگران نداشته باشيد و در ملك ديگران تصرف نكنيد ٬ بلكه بايد علاوه بر اين توصيه ٬ اشياء ارزشمند را از دسترس دور نگه داشت و از آنها مراقبت نمود . اين است كه در فرمانهای الهی كه تنها ضامن حفظ سلامت و امنيت شخص و جامعه است هر دو جهت رعايت شده و دستور لازم هم به مردان و هم به زنان داده شده است . ¤ نوشته شده در ساعت ٥:٢٢ ب.ظ توسط sadat![]() دوشنبه ٢۸ فروردین ،۱۳۸٥ اين همه بی حجابی
به نام پروردگار زيبايی ها خواهرم ؛ نوشته بودی : با بودن بی حجابی های فراوان که در هر حال اثر خود را می گذارند ٬ رعايت کردن و نکردن من چه تفاوتی دارد ؟ من معتقدم حتی اگر همه ی خانمهايی که در کوچه و خيابان هستند رعايت پوشش را ننمايند باز هم تو دلائل کافی برای حفظ پوشش خداپسندانه داری . اول اين که : تو مسئول گناهان صورت گرفته نباشی : هر کس مرتکب خطايی شد ٬ خود مسئول است و بايد در دادگاه الهی پاسخگو باشد . اگر کسی به نحوی باخبر شود که امشب چند سارق قصد دارند از منزل همسايه اش که به مسافرت رفته سرقت کنند و يقين داشته باشد حتما امشب قالی های همسايه به سرقت می رود و در دل بگويد : در هر حال که فرش های همسايه از دستش می رود ٬ پس من خودم آن ها را برمی دارم و قبل از دزدها به خانه ی همسايه برود و فرش ها را به منزل خود انتقال دهد ٬ قضاوت تو درباره ی کار اين شخص چيست ؟ و اگر بگويد او که در حال فرش ها را از دست می داد ٬ کار من چه ضرری برای او داشت ٬ پاسخ تو چيست ؟ آيا نمی گويی بله ٬ در هر حال فرش ها می رفت اما آن که بايد پاسخگو باشد متفاوت است . اگر سارقان می برند آنان گرفتار می شدند و بايست خسارت می دادند ولی اکنون تو مسئول اين خسارت هستی . در بحث پوشش هم ٬ درست است که با بودن افراد بی حجاب ٬ جوان هايی به انحراف کشيده می شوند ولی اگر تو پوشيدگی را رعايت نکنی در مسئوليت انحراف و مفاسد ايجاد شده سهيم خواهی بود . اما دومين دليل : حفظ ارزشها اگر هنگامی که در جامعه دروغ زياد شد ٬ افراد راستگو هم بگويند : با اين همه دروغ ٬ راستگويی ما چه فايده دارد ؟ و آنان هم به دروغگويان بپيوندند و با افزايش خيانت ٬ امانت داران هم به آنان ملحق شوند و با فراوان شدن کسانی که رعايت پوشش صحيح را نمی کنند ديگران هم به آنان اقتدا نمايند ٬ ديگر ارزش ها در جامعه کمرنگ می شود و نسل جديد با ارزشهايی همانند راستگويی ٬ امانت داری و ... بيگانه می شود . پس يکی از انگيزه های مهم عمل به درستی ها ٬ حتی در شرايطی که کمتر به آن ها توجه می شود ٬ حفظ ارزشهاست و اگر کسانی که به ارزش ها عمل می کنند از موضع خود عقب ننشينند و استقامت نمايند ٬ اميد است علاوه بر حفظ ارزش ها ٬ ديگران هم به آنان بپيوندند و کم کم صفات پسنديده در جامعه رواج يابد . می رسيم به سومين دليل که از نظر من مهمترين دليل هم هست : اطاعت از پروردگار و محترم شمردن دستور خداوند : حتما می دانی که حکم خداوند با بی توجهی برخی افراد و حتی عمل نکردن همه ی انسان ها از بين نمی رود . پس هر چند خيلی ها به مساله ی پوشش که دستور خداوند و خواست خداست ٬ بی توجه شوند باز اين برنامه ی قرآنی به قوت خود باقی است و بايد به آن احترام گذاشت .
¤ نوشته شده در ساعت ۱۱:٥٢ ب.ظ توسط sadat ![]() دوشنبه ۱٤ فروردین ،۱۳۸٥ اگه خانوما آزاد باشن ....
به نام پروردگار زيبايی ها نوشته بودی : اگر همه ی زنها آزاد باشند مسأله طبيعی و عادی می شود . خواهرم ؛ پيش تر از ديگران شنيده بودم كه اگر در جامعه ی ما هم گناه و بی بند و باری آزاد باشد ، اين مسائل عادی می شود و اين قدر مردم حريص گناه نخواهند بود . البته من هم با عادی شدن موافقم اما به نظر من در آن صورت دو چيز طبيعی و عادی می شود : الف : مرحله ای از فساد و گناه عادی می شود و افراد به دنبال مرحله ی جديدی می روند نه اين كه فساد به طور كلی تعطيل شود . برای جوانی كه سيگار به وفور در اختيارش باشد ممكن است سيگار كشيدن عادی شود اما در اين صورت به مواد مخدر قوی تری روی می آورد . همان گونه كه در جامعه ی ما وقتی پيدا بودن قسمت كمی از جلوی موی سر خانم ها عادی شد و هيچ كس از ديدن آن تعجب نكرد ، باز شدن يقه ها ، كوتاه شدن مانتوها ،بالا رفتن آستين ها و مراحل بعد آغاز شد . پس عادی شدن به معنی تمام شدن خطا و خلاف نيست بلكه انتقال به مرحله ی خطرناك تر و پر فساد تر است . ب : عادی شدن آثار و عواقب گناه : تصور كن خانمی به ديدن دوستش رفته و با لحنی حاكی از تعجب به دوستش می گويد : چرا كبريت ، چرخ گوشت و كارد را قايم كرده ای و در قسمتهای دور از ديدرس آشپزخانه گذاشته ای ؟ در منزل ما كه اين چيزها در دسترس است و همه چيز برای بچه ها عادی شده ... آن قدر اين ها را ديده اند كه برايشان كاملا طبيعی است . اما پس از چند دقيقه كه دوستش از او می پرسد : چرا فرهاد كوچولو را با خودت نياورده ای ؟ می گويد : همين ديروز انگشتانش را توی چرخ گوشت فرو كرده بود بردمش بيمارستان و وقتی از او احوال مژگان را می پرسد : می گويد : او هم با كارد انگشتش را قطع كرده و بر روی تختی كنار فرهاد در بيمارستان بستری است و موقع رفتن ، زمانی كه به دوستش می گويد : ببخشيد ... جمعه ی آينده مجلسی داريم اگر اشكالی ندارد قالی اتاق پذيرايی تان را يك روز به ما امانت بدهيد ، می گويد : شرمنده ... همين هفته ی قبل بچه ها با كبريت بازی می كردند ، گل وسط قالی را سوزانده اند . يعنی در حالی كه به عواقب خطرناك در دسترس بودن و آزاد بودن اعتراف می كند در همان حال از عادی شدن سخن می گويد . پس آنچه عادی شده مشاهده ی عواقب كار خلاف است . خواهرم ، واقعيت ها و آمار و گزارش ها حاكی از اين است كه در جوامع غربی همان جاهايی كه ما گمان می كنيم برهنه بودن و آزاد بودن ارتباطات زن و مرد عادی است و بر اين اساس هيچ معضلی ندارد ، فساد و تباهی و تجاوز به حقوق و حدود يكديگر روز افزون است و از عادی شدن يه معنی پايان خلاف و خطا هرگز خبری نيست . كافی است به قصد تحقيق تعدادی روزنامه و مجله را ورق بزنی تا از آثار شوم اين عادی شدن ها آگاه تر شوی . من دو سه گزارش از چند روزنامه ی متعلق به چند سال گذشته را برايت می نويسم . تو خود حديث مفصل بخوان از اين مجمل : به گزارش تحقيقاتی كه از سوی اداره ی مطالعات جمعيت انگليس تهيه گرديده است ، در سه ماهه ی آخر سال گذشته ميلادی بيش از ۳۱درصد از كودكانی كه در مناطق انگليسی به دنيا آمده اند ، پدر مشخصی نداشته اند . شبكه ی تلويزيونی سی.ان .ان در گزارش خود می گويد : ۵۰ درصد كودكان در آمريكا را اطفال نامشروع تشكيل می دهند و شمار خانواده هايی كه قربانی طلاق شده اند نيز رو به افزايش است . تلويزيون سي.ان.ان فيلم های كوتاهی از حمله به دختران و زن ها و كمك خواستن آنان از مردم و پليس را نشان داد و اضافه كرد كه حقيقتا كار جرم و جنايت در جامعه ی آمريكا به مراحل حاد كشيده شده است . به طوری كه آمار قتل ، تعرض جنسی ، دزدی و انواع شرارت ها روز به روز در شهرهای امريكا افزايش می يابد و پليس كه قادر به جلوگيری از اين جرايم نيست ، به زنان و دختران توصيه می كند سلاح گرم يا سرد يا سرنگ های مختلف محتوی داروی بيهوشی همراه خود داشته باشند تا بتوانند در برابر حملات افراد شرور از خود دفاع كنند . ![]() دوشنبه ٧ فروردین ،۱۳۸٥ مگه تو قرآن برای حجاب خانوما چيزی نوشته شده ؟؟
به نام پروردگار زيبايی ها ۲- آيا لزوم پوشش بانوان در قرآن مطرح شده است ؟ بله ٬ اتفاقا بحث لزوم پوشش بانوان از مواردی است كه با صراحت و روشنی در قرآن آمده است . در دو مورد مسأله ي پوشش در قرآن مطرح شده : يكی در سوره ی نور ٬ آيات ۳۰ و ۳۱ و ديگری در سوره ی احزاب آيه ی ۵۹ . البته بر اهميت عفت و پاكدامنی و حفظ حرمت اجتماع ٬ به طرق مختلف و مكرر در قرآن تأكيد شده است ٬ اما مضمون آيات ۳۰ و ۳۱ سوره ی نور را به طور خلاصه برايت می نويسم ٬ ولی خودت می توانی به تفاسير مراجعه كنی و بيشتر در مورد اين آيات مطالعه كنی . الف ـ تذكر به مردان در باب پرهيز از نگاه حرام و رعايت پاكدامنی . ب ـ تذكر به زنان در باب پرهيز از نگاه حرام و رعايت پاكدامنی . ج ـ نهی زنان از آشكار نمودن زينت ها . د ـ پوشاندن گردن و سينه با روسری يا مقنعه . ه ـ ذكر موارد استثناء ار حكم پوشش . و ـ پرهيز از خودنمايی و جلب توجه نامحرمان . از اين نكات آنچه بيشتر مربوط به بحت ماست نكات سوم و چهارم است ٬ برای همين به بررسی بيشتر اين دو نكته می پردازيم . نهی زنان از آشكار نمودن زينت !!!! در بخشی از آيه می خوانيم و لا يبدين زينتهن إلا ما ظهر منها ... يعنی نبايد زنان زينت های خود را آشكار نمايند جز آن مقدار كه طبيعتا ظاهر است . واژه ی زينت در لغت به معنی چيزی است كه موجب آراستگی است . در كهن ترين متون لغوی می خوانيم كه : الزين نقيض الشين .... والزينه جامع لكل ما يتزين به.... زيبايی نقيض زشتي است ... و زينت آن چه را به واسطه ی آن آراستگی حاصل آيد در بر دارد ... پس در حقيقت زينت عبارت است از نيكويی در هر چيزی ٬ خواه عرضی باشد يا ذاتی . بنابراين زينت در زن ٬ هر چيزی است كه در شمار زيبايی ها و آراستگی ها و نيكويی ها آيد . بنابراين می توانيم زينت ها را چنين تقسيم كنيم : زينت : طبيعی : ----> مانند موی سر مصنوعی : رنگ ----> مانند آن چه با لوازم آرايشی بر روی صورت انجام می شود . لباس ----> مانند برخی روسری ها كه رنگ و نقش جالب توجه و تحريك كننده دارد . زيور ----> مانند النگو و گردن بند . اكنون كه مفهوم زينت روشن شد باز هم آيه ی شريفه را مرور می كنيم . آنان نبايد زينت خود را آشكار سازند !!!! با توجه به مصاديق زينت و مثال هايی كه زدم به روشنی از آيه ی شريفه استفاده می شود كه : خداوند اجازه نداده است زينت زن يعنی موی سر او ٬ آرايش صورت ٬ لباس های مهيج و زيور آلات او برای نامحرمان آشكار باشد . اما در ادامه ی آيه می فرمايد : إلا ما ظهر منها ... جز آن مقدار كه طبيعتا ظاهر است . كه اين استثناء با توجه به نكاتی كه در روايات ما و نيز تفاسير بعضی از عالمان دينی آمده است ٬ شامل گردی صورت ( مقداری كه در وضو شسته می شود ) و دست ها از مچ تا سر انگشتان می شود . اين از زينت های طبيعی ؛ اما از زينت های مصنوعی هم چيزهايی نظير حلقه ی ازدواج كه هدف از داشتن آن اعلام تأهل و ازدواج است و به قصد جلب توجه نامحرمان نيست از قاعده ی پوشيدگی مستثنی شده . پس غير از اين قسمت ها ٬ بقيه ی بدن و زينت ها را بايد از نامحرمان پوشاند . و اما نكته ی بعدی ٬ يعنی : پوشاندن گردن و سينه به وسيله ی روسری يا مقنعه در ادامه ی آيه می خوانيم .... وليضربن بخُمُرهن علی جُيوبهن واژه ی خُمر ٬ جمع خمار ٬ در اصل به معنی پوشش است ولی معمولا به چيزی گفته می شود كه زنان با آن سر خود را می پوشانند ( روسری يا مقنعه) . جيوب ٬ جمع جيب ٬ به معنی يقه ی پيراهن است كه از آن به گريبان تعبير می شود و گاه به قسمت بالای سينه ( به تناسب مجاورت با آن ) نيز اطلاق می شود . زنان قبل از نزول آيه ٬ دامنه ی روسری خود را به شانه يا پشت سر می افكندند به طوری كه گردن و كمی از سينه ی آن ها نمايان می شد و خداوند با فرستادن اين آيه دستور داد زنان روسری خود را بر گريبان خود بيفكنند تا هم گردن و هم آن قسمت از سينه كه بيرون است پوشيده باشد . پس می بينی كه بحث پوشش بانوان و كيفيت آن به صراحت و روشنی در آيات قرآن مطرح شده و اكنون كه فهميدی رعايت پوشش خواست خداوند عزيزمان است ٬ به زودی به توضيح نسبت به فلسفه و حكمت آن می پردازم .
![]() دوشنبه ٢٢ اسفند ،۱۳۸٤ در خانه ی خلوت و پوشش ؟؟؟
به نام پروردگار زيبايی ها خواهرم نوشته بودی : چرا وقتی خانمی می خواهد نماز بخواند حتی اگر در خانه ی خلوت هم باشد بايد پوشش را رعايت کند ؟
خواهرم ؛ هرگز فراموش نکن که خداوند مهربان و حکيم هميشه خير و سعادت بندگانش را می خواهد و هيچ تکليف الهی بدون حکمت نيست . خواه ما آن را بفهميم ٬ خواه نه . اين دستور خداوند هم حکمتهايی دارد که اين موارد می تواند بخشی از آن باشد : الف : تمرين کمالات نماز علاوه بر آثار و برکات فراوانی که دارد ٬ تمرين کمالات است . در نماز ما ارزش هايی مانند اخلاص ٬ خضوع و خشوع در مقابل پروردگار ٬ ذکر ٬ قرآن ٬ دعا و به فکر همه بودن را تمرين می کنيم . پس نماز مجموعه ای از کمالات و ارزش هاست و از آن جا که پوشش بانوان از نظر خداوند و در قرآن کريم ارزش و کمال زن محسوب می شود ٬ اين کمال هم هر روز و در کنار ساير کمالات تمرين و يادآوری می شود . ب : اعلام آمادگی برای طاعت و بندگی فرمانده ی لشگری به سربازان و سپاهيان خود می گويد ٬ يک سرباز منظم و وظيفه شناس بايد هميشه در محيط پادگان با لباس فرم و پوتين حضور يابد . حال تصور کن اگر يکی از سربازان بخواهد با فرمانده ملاقات کند ٬ هنگامی که به دفتر فرمانده وارد می شود ( فرض کن اين دفتر در خارج از پادگان و در ساختمانی ديگر باشد ) با لباس فرم و پوتين در اين ملاقات حاضر شود ٬ با عمل خود به فرمانده اعلام کرده است که من دستور شما را اطاعت می کنم . پس گاهی کيفيت و شکل حضور گويای حقيقتی است ٬ هر چند آن حقيقت به زبان جاری نشود . يک خانم مسلمان و معتقد و متعهد هم وقتی با پوشش خداپسند در ملاقات با خداوند حاضر می شود و برای اجرای اين دستور حکيمانه ی خداوند ٬ اعلام آمادگی و رضايت نموده است . ![]() یکشنبه ۱٤ اسفند ،۱۳۸٤ يه نکته ...
به نام پروردگار زيبايی ها خواهرم ؛ از تو تقاضا دارم درباره ی اين نکته بيشتر فکر کن که دنيا فانی است ٬ جوانی و جلوه های آن با سرعت می گذرد . چه بسيار پری رويانی که بر سر ازدواج با آنان رقابت ها و درگيری ها و مسابقه ها بود ٬ اما ساليان سال است که آن چهره های زيبا در زير خاک آرميده و چه بسا جز مشتی استخوان از آنان چيزی باقی نمانده باشد و آنچه باقی مانده ٬ صرفا عمل آنان و چگونگی استفاده ی ايشان از نعمت زيبايی و سلامتی است . يادت هست وقتی مدرسه می رفتيم چه ذوق و شوقی داشتيم ؟ در روزهای جشن و اعياد بچه های هر کلاس ٬ کلاس خودشان را آذين می بستند ٬ هر کسی جايی برای خود در کلاس داشت ٬ يکی به ديگری می گفت : جای من کنار باغچه است و منظره ی باغچه ی حياط را می بينم ٬ آن ديگری فخر می فروخت که من در نزديک ترين نيمکت به معلم می نشينم و ..... اما ساليان سال است که ديگر ما دانش آموزان آن کلاس و آن مدرسه نيستيم و نه نيمکتی داريم و نه کلاسی ٬ و تنها آن چه باقی مانده است پرونده ها و نمره های ماست . خواهرم ٬ زيبايی ٬ جوانی ٬ مورد توجه بودن ٬ سرآمد بودن و همه ی زيبايی های دنيا به سرعت می گذرد و فقط نمره ی هر کسی در مدرسه ی دنيا و بهره ی هر کسی از بازار دنيا در پرونده ی او باقی است . گفتم بازار ٬ به يادم آمد اين سخن زيبای امام يازدهم امام حسن عسکری ( عليه السلام ) را که می فرمايد : دنيا بازاری است که برخی در آن سود می برند و گروهی زيان . آری ؛ اين حقيقت قابل انکار نيست که دنيا بازاری است ٬ هز روز جمعی داخل اين بازار و جمعی از آن خارج می شوند ٬ عده ای با سرمايه ی عمر بهترين کالاها را که علم و عمل و جلب رضای پروردگار است از اين بازار می خرند و با دست پر از اين بازار خارج می شوند و عده ای ٬ سرمايه ها از کف داده و سودی نبرده ٬ با دست خالی از اين بازار می روند . پس همان گونه که هنگام خريد پارچه وقتی دو پارچه عرضه می شود آن ها را با هم مقايسه می کنی و ويژگی های هر دو را در نظر می گيری و در نهايت هر کدام را باصرفه تر يافتی برمی داری ٬ در بين کارها هم بايد بايد اين مقايسه را انجام دهی و هر کدام سودمند تراست ٬ آن را برگزينی . ¤ نوشته شده در ساعت ٩:٤٤ ب.ظ توسط sadat ![]() [ خانه | آرشيو | پست الكترونيك ] |
